*

1. عنوان: "به خاطر عشق"

عنوان اصلی: "Because Love"

  • موضوع: داستان فرانسوی
  • نویسنده: الکساندر دوما
  • مترجم: رؤیا قیصری
  • ناشر: فرادیدنگار
  • سال انتشار: 1385
درباره کتاب :
ماجراهای داستان در سال انقلاب فرانسه اتفاق میوفته و تا حدودی روابط طبقه اشراف و مردم عادیو نشون میده. اتفاقات داستان به موازات انقلاب شکل میگیرن و نشون دهنده شکل گیری هرج و مرج به موازات انقلاب هست... در جایی از کتاب نویسنده میگوید: "در صحنهء زندگی ما بازیگرانی هستیم و نقش هایی که کارگردان جهان به ما محول کرده بازی میکنیم." آیا ما واقعن بازیگرانی بیش نیستیم؟ یا حق انتخاب داریم و میتونیم نوع زندگیمونو خودمون تعیین کنیم؟

2. عنوان: "ریشه ها"
عنوان اصلی: "Roots"
  • موضوع کتاب: تاریخ
  • نویسنده: الکس هیلی
  • مترجمان: م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌ ک‍رب‍اس‍ی‌، ح‍س‍ن‌ م‍روی‌
درباره کتاب: 
ریشه‌ها، حماسه یک خانواده آمریکایی. پیام محوری این داستان، وضعیت نابسامان آمریکاییان آفریقایی‌تبار و بیان رنج‌ها و کاستی‌های زندگی ایشان در دوران برده‌داری و پس از آن است. در نگاهی دقیق تر، نویسنده به شناساندن مفاهیم تبعیض نژادی، بردگی، بیگاری و زیر تملک دیگران بودن می‌پردازد و آن را محکوم می‌کند. داستان کتاب، حکایت زندگی هفت نسل سیاهپوسته که از قبیله ای در آفریقا شروع می شه و از همون اول با بیان فرهنگ و نشان دادن روح اصیل قبایل افریقایی آدم رو تحت تاثیر خودش قرار می ده و بعد داستان با اسارت و بردگی اون افریقایی در امریکا ادامه پیدا می کنه و نسل به نسل با اون پیش میره تا می رسه به جایی که سیاهپوستا دوباره هویت اصیل خودشونو پیدا می کنن و به موفقیتهایی حتی بیشتر از سفیدهای سرزمینشون دست پیدا می کنند. درست مثل امروز که باراک اوباما باعث افتخار سرزمین مادریش شده...!!!

3عنوان: "بارون درخت نشین"
عنوان اصلی: "Il Barone Rampante"
  • نویسنده: ایتالو کالوینو
  • مترجم: مهدی سحابی
درباره کتاب:
این کتاب سرگذشت پسری را به  تصویر می‌کشد که تصمیم می‌گیرد زندگی خود را بر روی درختان سپری کند.
مطمئن باشید کتاب جالبیه و از خوندنش اصلن پشیمون نمیشید.


4عنوان: "من او را دوست داشتم"
عنوان اصلی: "JE L'AIMAIS"
  • نام نویسنده: آنا گاوالدا 
  • نام لاتین نویسنده: Anna Gavalda
  • مترجم: الهام دارچینیان
درباره کتاب:
گفت‌وگویی طولانی میان زنی جوان و پدرشوهرش است. شوهر زن، تازه ترکش کرده و پدرشوهر به او می‌گوید چگونه عشق بزرگش را به دلیل اشتباهاتش از دست داده است، نویسنده با توانایی عظیمش در درک احساسات دیگران و اشتیاق مرد متاهل را به یک زن جوان و همچنین مشاجرات روحی‌اش را به زیبایی به تصویر می‌کشد. کندوکاوی تکان‌دهنده در زندگی شخصی و کمکی پر از همدردی برای عروس خودباخته.

5. عنوان: "همخونه"
  • زبان: فارسی
  • نویسنده: مریم ریاحی
درباره کتاب :
داستان زندگی دختر جوانی به نام یلدا است که بنا به خواست پدرخوانده خودبه نام حاج رضا به صورت شش ماهه موقتا با پسر او شهاب ازدواج میکند تا مانند دو همخونه در کنار هم زندگی کنند و در مقابل ثروت پدر به صورت نصف نصف بینشان تقسیم شود. این دو زندگی خود را در کنار هم آغاز میکنند.در حالیکه دختر جوان رفته رفته به پسر علاقمند می شود اما پسر توجه خاصی به او نمی کند و ماجراهایی عاشقانه را خلق می کنند.
من خودم عاشق این رمان شدم، به خوندنش می ارزه.

6عنوان: " صد سال تنهایی"
عنوان اصلی: "One Hundred Years of Solitude"
  • نویسنده: گابریل گارسیا مارکز
  • Gabriel Garcia Marquez
  • مترجم: محمدرضا راهور
درباره کتاب :
"صد سال تنهایی" حاصل 15 ماه تلاش و کار "گابریل گارسیا مارکز" است که به گفته ی خود در تمام این 15 ماه خود را در خانه حبس کرده است .
در این رمان به شرح زندگی شش نسل خانواده بوئندیا پرداخته شده است که نسل اول آن‌ها در دهکده‌ای به نام ماکوندو ساکن می‌شود. داستان از زبان سوم شخص حکایت می‌شود. سبک این رمان رئالیسم جادویی است.مارکز با نوشتن از کولیها از همان ابتدای رمان به شرح کارهای جادویی آنها می‌پردازد و شگفتی های مربوط به حضور آنها در دهکده را در خلال داستان کش و قوس می‌دهد تا حوادثی که به واقعیت زندگی در کلمبیا شباهت دارند با جادوهایی که در این داستان رخ می‌دهند ادغام شده و سبک رئالیسم جادویی به وجود آید.ناپدید شدن و مرگ بعضی از شخصیت های داستان به جادویی شدن روایت ها می افزاید.

7. عنوان: "عشق سالهای وبا"
عنوان اصلی: "L'amore ai tempi del colera"
  • موضوع: ادبیات جهان
  • نویسنده: گابریل گارسیا مارکز
  • Gabriel Garcia Marquez
  • مترجم : کیومرث پارسای
درباره کتاب :
داستان مردی (باردم) است که عاشق دختری جوان و زیبا می‌شود ولی خواستگاری پولدارتر عشق او را می رباید و او ۵۰ سال آتی زندگیش را صرف رسیدن به مقام و ثروت می‌کند تا شاید در این راه بتواند دختر رویاهایش را بدست آورد و دراین میان با زنان زیادی آشنا می‌شود ولی هیچ‌کدام در عین زیبایی و ثروت نمی‌توانند برای او جایگزین عشق اول او شوند.
فیلمی به همین نام نیز بر اساس آن در سال ۲۰۰۷ ساخته شده است.

8. عنوان: "'گریز دلپذیر"
عنوان اصلی: "L'Échappée belle"
Image result for ‫کتاب گریز دلپذیر‬‎
  • نویسنده: آنا گاوالدا
  • 2009 - Anna Gavalda
  • مترجم: الهام دارچینیان
  • :   قطره
  • :  داستان های فرانسه قرن 20
درباره کتاب :
«گریزِ دلپذیر»، آخرین اثرِ گاوالدا، رُمانى کم‏ حجم اما بسیار گیرا است. سفرِ شادمان چهار خواهر و برادر به دنیاى کودکى‏شان تا چند ساعتى، زندگى روزمره و رنج‏هاى خود را فراموش کنند، تا شاید دوباره آن آرامش و دل‏خوشى را که زندگى‏شان در نقشِ آدم‏هاى بالغ و بزرگسال از آن‏ها ربوده، بازیابند. ...[چیزى شبیه یک روز مرخصى اضافىِ حین خدمت، کمى مهلت، فاصله‏ى بین دو پرانتز، یک لحظه لطافت. چند ساعتى که از دیگران ربوده بودیم...]...[زندگى هنوز چند روز مرخصى برایمان اندوخته بود؟ و نیز چند تا دماغ‏سوخته؟ چند تا دلخوشى کوچک؟ کِى همدیگر را از دست مى‏دادیم و رشته‏ها چگونه مى‏گسستند؟

9. عنوان: "ابن مشغله"
  • نویسنده: نادر ابراهیمی
درباره کتاب :

داستان از کشیدن آب حوض توسط ابن مشغله شروع می شود و پیش می رود تا از او مردی بسازد که نماند از هر کار و هنری که در آن دستی داشته.از کار در چاپخانه گرفته تا حسابداری حجره فرش فروشی و از کار در بانک گرفته تا نقد نویسی و مقاله نویسی؛ طوری روایت می کند داستان را که هر کس می خواند فرضش بر این است که ابن مشغله داستان خود او-نادر ابراهیمی-ست.واقعیت زندگی نادرابراهیمی نیز چیزی غیر از این را نشان نمی دهد هم رمان نوشته است و هم داستان کودکانه. هم تهیه کنندگی و کارگردانی فیلم را در کارنامه خود دارد و هم فیلمنامه نویسی را تجربه کرده است.شعر می سروده است و تدریس کردن را جز مهارت های خود ثبت کرده است.چه در دانشگاه هنر و چه در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.


10. عنوان: "مردی که می خندد"
عنوان اصلی: "L'Homme qui rit"
 The Man Who Laughs
  • نویسنده: ویکتور هوگو
  • Victor Hugo
  • ترجمه: جواد محبی

درباره کتاب :

بازتاب دغدغه‌های اجتماعیی است که ویکتور هوگو را مرد سیاست می‌کرد و بازتاب شور و اشتیاقی است که هم ساده‌دلانه است و هم پرحرارت. مردی که می‌خندد شاید شاخص‌ترین رمان ویکتور هوگو باشد؛ رمانی که میل او به نقیض روشن‌تر از هروقت دیگری در خدمت عقیده در آمده است. یک معرکه‌گیرِ فیلسوف، یک هیولا با روح درخشان، یک دختر یتیم نابینا با معصومیتی خارق‌العاده، یک دوشس منحرف، قهرمانان این رمان‌اند. 

تکه جمله هایی از کتاب که دوستشون داشتم : 

- شخصی که خود قابل ملامت نیست ، کسی را ملامت نمیکند.

- لفظ بقایا ساخته زبان بشر است. نیستی و پا برجا ماندن ، درون مغاک و فـارغ از آن بـودن ، رجعت پـس از مـرگ چـون اجسامی که بر روی آب می آیند.

- در پنجره ی خواب انگشتی به نام مرگ نهان است.

- امید بر روی اضطراب چون نفت بر روی آب می سوزد و روشنایی می دهد. این شعله شناور همواره بر روی آلام بشر زبانه می کشد.


11. "یک عاشقانه آرام"
  • نادر ابراهیمی
درباره کتاب :
نادر ابراهیمی در «یک عاشقانه آرام» با بیان داستانی خواندنی از زندگی یک زوج و در لابلای ماجراهای پیش آمده برای آن‌ها، با قلمی زیبا گفت‌وگوهای جذابی را خلق می‌کند که مخاطبش را به فکر وا می‌دارد و او را متوجه این موضوع می‌کند که نباید به عشق به چشم یک خاطره و عادت نگاه کرد.          
بخشهای زیبایکتاب:
    • تاب آوردم، چرا که جُرمم فقط خواستن بود و به این جرم بد می کشند اما آنکه کشته میشود، سرافکنده نمیشود.
    • کودک، عاشقِ مادر نیست، محتاج مادر است؛ عشق، احساسی و کلامی کودکانه نیست.
    • در گذشته ها به دنبال لحظه های ناب گشتن، آشکارا به معنای آن است که آن لحظه ها، اینک وجود ندارند.
    • اگر عشق را از جریان عادی زندگی جدا کنیم–از نان برشته ی داغ ، چای بهاره ی خوش عطر ، قوطی کبریت ، دستگیره های گلدار و ماهی تازه – عشق همان تخیلات باطل گذرا خواهد بود .
    • بهترین دوست انسان ، انسان است نه کتاب .
    • تنها اعتقاد به اینکه سعادت ، دور از دسترس ماست ، سعادت را دور از دسترس ما نگه می دارد .
    • هیچ چیز همچون اراده به پرواز ، پریدن را آسان نمی کند .
    • هیچ قله ای ، آخرین قله نیست . رسیدن غم انگیز است . راه بهتر از منزلگاه است . برویم بی آنکه به رسیدن بیندیشیم ، اما واقعا برویم .
    • حافظه برای عتیقه کردن عشق نیست برای زنده نگه داشتن عشق است .
    • یک بار ، یک بار ، و فقط یک بار می توان عاشق شد . عاشق زن ، عاشق مرد ، عاشق اندیشه ، عاشق وطن ، عاشق خدا ، عاشق عشق .... یک بار ،فقط یک بار . بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست .
    • نگذاریم که عشق در حد خاطره حقیر  و مصرفی شود .
    • مگذار که عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود .
    • مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه به عادت آب دادن گل های باغچه تبدیل شود !
    • عشق به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست . پیوسته نو کردن خواستنی ست که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دیگرگون شدن .
    • دیگر سخن گفتن عاشقانه  دلیل عشق نیست ، آواز عاشقانه خواندن دلیل عاشق بودن .
  • نمی شود که تو باشی 
  • درست همین طور که هستی
  • و من هزار بار خوبتر از این باشم
  • و باز هزار بار عاشق تو نباشم
    • مشکل این است که از همه رویاهای خوش آغاز دور می شویم و این دور شدن به معنای قبول سلطه ی بی رحمانه زمان است . بر سر قول و قرارهای نخستین نماندن ، باور پیرشدگی روح است و خواجگی عاطفه .
    • بعضی ها را دیده ام که از وقت کم شکایت می کنند . آنها می گویند : حیف که نمی رسیم . گرفتاریم . وقت نداریم . عقبیم .... . اینها واقعا بیمار خیالبافیهای کاهلانه خود هستند . وقت علی الاصول بسیار بیش از نیاز انسان است . ما وقت بیمصرف مانده و بوی نا گرفته بسیاری در کیسه هایمان داریم: وقتیکه فنا میکنیم،میسوزانیم،به بطالت می گذرانیم .
    • نگفتن همان دروغ گفتن است – قدری کثیف تر .
    • می توان به سادگی عاشق شد اما عشق ساده نیست .
    • می دانی که " اشتباه شنیدن " چه قدر غم انگیز است ؟ هیچ می دانی اگر یک روز حرفی را از من نقل کنی که من گفتن آن را انکار کنم و تو شنیدن آن را اصرار ، چه پیش خواهد آمد ؟ تاسف ... تاسف .... نفسم گرفت.
    • عشق به اعتبار مقدار دوام عشق است نه شدت ظهورش .
    • عشق به دیگری ابزاری است برای زیباتر و زیباتر ساختن زندگی .
    • نمی شود که با چیزی که به آن اعتقادی نداری کنار بیایی و باز هم کسی باشی . آبرومند باشی . شریف باشی . چیزی باشی .
    • حکومت خوبان ، خوبان را مردود نمی کند . خانه نشین شدن خوبان ، حمله ی قلبی حکومت است .

12. عنوان: "سه کتاب"

  • زویا پیرزاد
مجموعه ای از داستانهای کوتاه که در سه فصل/کتاب تقسیم شده اند.
کتاب دوم، طعم گس خرمالو، را بیشتر دوست داشتم و خود داستان طعم گس خرمالو به نظرم بهترین داستانش بود. چیزی شبیه به داستانهای صمیمی گلی ترقی درش پنهان بود. فضای یک خانه قدیمی در منطقه ییلاقی شمال تهران با باغچه های سبز و درخت خرمالوی پربارش.
کتاب سوم شامل سه داستان پیوسته بود. شاید این کتاب پیش زمینه ای بوده برای نوشتن "چراغها را من خاموش میکنم". اینجا هم خانواده های ارمنی کاراکترهای اصلی هستند، برخی متعصب و پایبند به سنتها و برخی تجدد طلب و سنت شکن و مایه شرمساری دسته اول. 
در کتاب دو و سه داستانها بلندتر هستند و شخصیتها و قصه مجال شکل گیری پیدا میکنند؛ نتیجه اینکه داستانهای این دو کتاب گیراتر و خواندنی تر هستند. 

13. عنوان: "چراغ ها را من خاموش میکنم"

  • زویا پیرزاد 
درباره کتاب: 

رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم در مورد زندگی چند خانواده ارمنی ساکن آبادان که اغلب کارمند شرکت نفت هستند می‌باشد. داستان به سبک زنانه و از زبان شخصیت اصلی داستان، زنی خانه‌دار به نام کلاریس بیان می‌شود و مشکلات و گرفتاری‌های همیشگی زنها را سوژه نوشتن قرار می‌دهد.