*

چقد سخته آدم خوابش بیاددااا! اما نبرتش! دلم میخواد بخوابم اما نمیبرتم_ جدیدن یه إرق خاصی نسبت به فکر کردن پیدا کردم! قبلن آدم فکری ای بوددمااا ولی نه به این شددت که با چشمای چهارطاق باز و نبسته خیال ببافم و ببافم و ببافم و اصلن حواسم نباشه ساعتهاست از نصفه شب گذشته! کسی هم نداریم که بپرسه: به کجا چنین شتابان دختر؟ و دلم بخواد خیالاتمو با چرندیات مورد علاقه م مخلوط کنم و تا وقت هوشیاری، مست و خوش باشم!