*

مثل کارمند بایگانیِ ادارۀ اسناد تاریخی و قدیمی، هی بگردی و بچرخی لابلای افکارت، بخواهی چیزی را پیدا کنی که خودت هم نمیفهمی آن چیست؟ چیزی شبیه به یک قطعه احساسِ گمشده!