*

شاید توی یکی از همین نیم شبهای آخر پائیز! وقتیکه بین خوابوبیداری گیر اُفتادم! برای خسته کردن کالبد خاکیم، بلند شدمو رفتم تمام ساحل رو قدم بزنم و برگردم! برگردمو ببینم که تمام این مدت مرده بودم_