*

مثلن پر از کتاب، با یک میز تحریر کوچیکِ تخته ای زیر پنجرۀ آفتابگیرش با پرده های تور سفید، و بیت شعرهای آویزون از در و دیوار و سقفش، هآه_ به دور از هیاهوی سالن نشیمن و پذیرایی، به دور از بی وقفه کوزت بودن و خلاصه غوغای زندگی جمعی!! یعنی همۀ آنچه را که توی اینهمه سال عمر بر باد رفته از ته دل میخواستم داشته باشم، را آنجا پیدا کنم!! با این فکرا پائیزمو سر میکنم!!