*

چیستی تو ای عشق؟!
تمام مسیرهایی که توی تاکسی نشسته بودم، یا توی پیاده روها راه میرفتم، لابلای رنگوارنگی آدما! همه حواسم جای دیگه ای بود، دقیقن غیر ازونجایی که بودم! به زوجهای عبوری نگاه میکردم ببینم چه شباهتایی با هم دارن و یا چه تفاوتها و فرقهایی از هم!؟ و رفتاراشون نسبت به هم! ایکاش خوب و واضح میفهمیدم مفهوم هم کفو بودن چیه! که اسلام خیلی بهش تأکید داره و حسابی سفارش کرده زوجها بهتره هم کفو باشن! میدونم که یعنی زن و مرد باید با هم جور باشن، از هر لحاظ، چه از سطح فکری، پوششی، اعتقادی، رفتاری و .. و عُمق نگاهشون به زندگی! ولی یکچیزهایی هست که نمیتونم خوب بفهممشون، نه که نخوام بفهمم، چند ماه تلاش کردم بفهمم، یادبگیرم، ولی الآن انگار اُفتادم سر خونۀ اولم! نذر کردم اگه نجات پیدا کردم ازین حال و هوای بُحرانی،.. اصلن چه لزومی که بگم چی نذر کردم! باز دلم هوایی شده انگار! مثلن یک بلیط، من، راه! برم مشهد دخیل حرم امام رضا(ع). هآه_  ۲۱:۰۱