*

خودمو برش گردونم تا دورتر ازین نرفته! نزدیک یکهفته ست با هم قهریم، شاید! مثل یکجور مبارزه با نفر درونیم! و اون حتی نخواد از دلم در بیاره! من که میدونم همه اتفاقات زندگیم زیر سر خودشه! ولی چکار کنم، راهی ندارم جز اینکه برم دنبالش منتشو بکشم که برگرده و گم و گور نشه! شاید پیش اومده براتون، که هر گوشه از مغزتون یکچیزی ولو اُفتاده باشه! و اونقدر شلوغ پلوغ باشه که یکباره دلتون بخواد بزنین زیر مغزتون تا هر چی توشه بریزه بیرون!؟ ولی نریزه و همه چی پخش و پلاتر بشه! بد دردیه وقتی بخوای یکچیزیو واضح بگی، ولی پیچیده تر بشه!