*

اذان مغرب را باید آب طلا گرفت و آویز گردن کرد؛ تا همیشه همراهت باشد. که هر موقع دلت تنگ شد، بوسش کنی و روی پیشانی ات بگذاری. تا حس خوبش به قلبت طوفان زده ات سرایت کند و آرامش تلاطم امواج روحانی ات شود. و این بیت حافظ چه به موقع به دلم نشست: چه خوش صید دلم کردی، بنازم چشم مستت را_ که کس مرغان وحشی را ازین خوشتر نمیگیرد! انگار هر مغرب حال خوش و سرمستی دارم! وقتی صدای اذان رو میشنوم به خودم اُمیدوار میشم که خُدا منو چه خوب یادش هست. و چه عاشقانه یادی! که دلمو میبره هر مغرب با خودش به جایی شبیه عمیق ترین بخش قلبم. مثل شروعی قشنگ برای فصل شب :).
ذکر روز سه شنبه: یا اَرحَمَ الراحِمین