*

من نمیدونم اگه عشق و عاشقی وجود نداشت، کارگردانای ایرانی چه موضوع دیگه ای میخواستن برای فیلماشون انتخاب کنن؟ مثلن همین فیلمه، پرستاران! همهء بازیگرای توش یا درگیر عاشق شدنن یا نارو زدن و جدا شدن. از اون ماجرای خونوادهء خانم ساجدی که پسرش شکست عقشی خورد..! و یا مثلن ماجرای سمیه و شوهر سابقش! و پسرش نیما! البته خدا بده ازین خاسگارا مثل آقا رضا ;d! و اون دختره کوچولوئه کی بود؟ هااا سمیرا! که از پسرداییش جدا شد چون همکلاسیش، آقای نوری عاشقش شده بود!! یا ماجرای خونوادهء خانم عزتی، اول که دومادشون تو زرد از آب در اومد و بعدش که بابائه مرد و کارخونه شون ول شد و توی این هیر و ویر که دکتره، پازوکی، خواسگار محبوبه سمج بازی در میاورد و الی آخر! میبینین اینهمه عشق و عاشقی یکجا جمع شده توی یک فیلم:))!! که خبر میدهد از توانایی بالای نویسنده و کارگردانش در مالیدن موضوعات به هم!!
یکشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۲۳