*

مثلن هربار بخوام یکچیزی بگم، اما نتونم! یکچیزی مثل گلولهء کوچولوی مسی! بپره ته حلقم، و تمام وجودم تیر بکشه! آره، چه حیف_که از یکچیزی رسیده به یکچیزهایی! نفرین آمون بر همین یکچیزها! که آدمو دق مرگ میکنن؛  ۲۳:۲۳