*

ویدئو میتونه مثل معجزهء بشری قرن نوزدهم، آدم را ببره به گذشته ترین روزهای زندگی؛ از ناچاری برای اینکه کمی ذهنمو مغشولش کنم به هر کاری جز فکر کردن، افتاده بودم جلوی تلوزیون، و مدام کنترل بخت برگشته رو فشار میدادم که شاید اتفاقی یه برنامهء سرگرم کننده از توش پیدا کنم! تلوزیون نکبت! همیشهء خدا یا راز بقا نشون میده یا تکراری ترین برنامه صد سال پیش رو! چشمم افتاد به ویدئو، جعبهء خاکستری محبوبم؛ کانالهای لعنتی را بیخیال شدم. رفتم سمت جعبهء جادویی! روشنش کردم. یه نوار شانسی برداشتم: و افتادم توی دام گذشته های دور، توی نوزده بیست سال پیش! وقتی که هنوز یه وروجک کله خراب و بازیگوش بودم! هی به تصویر گذشته م نگاه کردم، هی به خود الانیم و هی دلم خواست چند تا دختر و پسر بازیگوش و شاد شبیه بچگیام میداشتم، اونوقت غش میکردم از خوشی وقتی که میدیدمشون !  ۲۳:۴۲